[ad_1]

رئیس جمهور منتخب جو بایدن و تیم امنیت ملی وی که اخیراً اعلام شده است ، ده ها ده روابط دو جانبه را به ارث می برند که یا نیاز به اصلاح ، تحریک یا ترمیم دارند. برخی از آنها ، مانند روابط واشنگتن با کل اروپا ، می توانند از وضوح زیادی در مورد محل استقرار ایالات متحده ، انتظاراتی که از دولت های اروپایی در جبهه دفاعی دارند ، و توضیحی در مورد اینکه چرا سیاست خارجی ایالات متحده باید اروپا را بی معنی کند ، استفاده کنند. منطقه آسیا و اقیانوس آرام. سایر موارد ، مانند روابط ایالات متحده با کره جنوبی ، باید از شر عوامل تحریک کننده پاک شود – مانند مذاکرات یک ساله تقسیم هزینه های نظامی بین واشنگتن و سئول – که پتو را روی جنبه های دیگر اتحادیه قرار می دهد ، و در نهایت انتقال کامل کنترل عملیاتی نظامی در سئول.

با این وجود روابط دیگری نیز وجود دارد که به شدت به ارزیابی مجدد یا اندازه گیری مجدد کامل نیاز دارد. روابط ایالات متحده و عربستان فرزند این گروه است – حتی بیشتر از آن ، با توجه به بی لیاقتی ، تحریک پذیری و قضاوت نادرست ، محمد بن سلمان ، ولیعهد ، از زمانی که مفسران غربی را با لبخند بزرگ و نگرش جوان “می تواند” اسیر کند ، نشان می دهد.

این فرضیه که روابط ایالات متحده و عربستان نمی تواند در مسیری که طی هشت دهه گذشته طی کرده اند ادامه یابد ، موضوع جدیدی نیست. در حقیقت ، مقامات سابق شورای امنیت ملی و مقامات سابق اطلاعات شغلی مانند بروس ریدل سالها در پشت بامها فریاد می زدند که چرا ضروری است واشنگتن از شکایت از سعودی ها به عنوان والدین که یک کودک 8 ساله خرابکار را نوازش می کند دست بردارد. اما به طور کلی ، ادعاها در بوروکراسی امنیتی شهروندان ایالات متحده قرار نمی گیرد. با وجود تصویب قطعنامه نظامی در سال گذشته که موجب حمایت نظامی ایالات متحده از ائتلاف تحت رهبری عربستان در یمن می شود (رئیس جمهور ترامپ این قطعنامه را وتو کرد) ، هنوز هم گمانه زنی ها درباره اهمیت عربستان برای منافع ملی وجود دارد امنیت ایالات متحده در خاورمیانه ، واشنگتن قادر به گرفتن آن در سمت بد پادشاهی نیست.

تفکر ایالات متحده درباره عربستان سعودی هنوز بسیار با واقعیت های قرن بیستم گره خورده است ، جایی که اقتصاد ایالات متحده از نفت خلیج فارس تأمین می شود و خانواده سلطنتی به عنوان یک متحد ضروری در برابر ماشینکاری های شوروی در منطقه رفتار می شود. آخرین باری که من بررسی کردم ، سال 2020 بود. واردات نفت آمریکا از خلیج فارس از آگوست 2010 تقریبا 70 درصد کاهش یافته است. و اتحاد جماهیر شوروی تقریباً سه دهه مرده و مدفون بود. مقامات آمریکایی یا از این واقعیت های اساسی اطلاع ندارند و یا چنان به الگوی قدیمی وابسته هستند که به سختی می توانند جایگزینی برای وضع موجود پیدا کنند.

اگر زمان تغییر در نحوه تجارت ایالات متحده با عربستان سعودی وجود داشت ، امروز است. این امر تا حدی به واقعیت های ژئوپلیتیکی کنونی برمی گردد. با وجود تمام خون و گنجینه هایی که خاورمیانه طی 19 سال گذشته جذب خود کرده است ، اهمیت استراتژیک آن برای ایالات متحده به سادگی ارزش سرمایه گذاری و توجه بیش از حد واشنگتن به منطقه را ندارد. تولید ناخالص داخلی خاورمیانه تنها 4 درصد از کل تولید جهانی است. کسانی که در مورد ایران وسواس دارند همچنان ادعا می کنند که سعودی ها شریک های صمیمی در رفع نفوذ ایران هستند. با این وجود ، به همان اندازه که تهران آزار دهنده است ، از ثروت ، سرمایه ، نیروی کار و ظرفیت نظامی برای تبدیل شدن به یک هژمون منطقه برخوردار نیست. و حتی اگر ایرانیان رویای احیای امپراتوری پارس را داشته باشند ، مخالفان آنها در منطقه ، از جمله عربستان سعودی ، آرام نمی نشینند و اجازه نمی دهند چنین چیزی رخ دهد.

با خشونت ، استرس اقتصادی و ناکارآمدی سیاسی که باید برای آینده ای قابل پیش بینی در خاورمیانه مسلط شود و منافع آمریکا در منطقه محدود به محافظت از میهن در برابر حملات تروریستی ضد آمریکایی است ، جای تعجب است که چرا هر دولت آینده ایالات متحده این کار را منطقی می داند؟ برای فرو رفتن در ماسه روان

دلیل دیگر واشنگتن برای برقراری مجدد روابط با عربستان سعودی این است که دولت رهبری پادشاهی در آن لحظه چنان نابسامان است که مقامات آمریکایی برای حمایت از ریاض خطر اخلاقی را تهدید می کنند [mis]سیاست خارجی پرماجرا محمد بن سلمان ، وارث تاج و تخت 30 ساله ، ممکن است به عنوان شیطان تاسمانی از خاورمیانه توصیف شود. به معنای واقعی کلمه هرچیزی که لمس کند مشکلات بیشتری برای پادشاهی ایجاد می کند. در حالی که سرکوب و سکوت مخالفت در مرزهای سعودی چیز جدیدی نیست ، اما نمی توان همین موضوع را در مورد آدم ربایی و استعفا اجباری نخست وزیر لبنان گفت. تحریم اقتصادی ضد تولید قطر؛ تخریب بی رحمانه یمن همسایه ، قبلاً فقیرترین ملت در خاورمیانه است. یا قتل تحریم شده توسط دولت واشنگتن پست مقالهنویس. هیچ یک از این تصمیمات کنایه آمیز منافع امنیت ملی ایالات متحده را تأمین نمی کند – و با وجود این اساسی ترین واقعیت ، کاخ سفید با MBS به عنوان یک پسر طلایی دست نخورده در خاورمیانه رفتار کرده است.

خوشبختانه حمایت آمریکا از ریاض ممکن است دیگر بدون قید و شرط نباشد. جو بایدن در مورد این واقعیت که عربستان سعودی تحت هدایت MBS برای همه اهداف یک گاو بی ثبات کننده در یک فروشگاه چینی است ، توضیحی نداد. او تا آنجا پیش رفت که پادشاهی را ایالت “پاریا” نامید. این اظهار نظرها با گفته های گذشته بایدن در مورد عربستان سعودی مطابقت دارد که حداقل از دهه 1980 کاملاً تند بوده است. وی قول داد که “روابط دو جانبه” را در طول کارزار “ارزیابی مجدد” کند و اجازه دهد فروش تسلیحات ایالات متحده به ریاض متوقف شود. این خود یک موفقیت بزرگ در سیاست آمریکا خواهد بود. از اوت 2009 ، طبق سرویس تحقیقات کنگره ، ارزش تجمعی فروش گسترده سلاح های نظامی خارجی پادشاهی آمریکا به 141.6 میلیارد دلار رسیده است.

دولت جدید بایدن باید جزئیات پیچیده سیاست سعودی خود را ذکر کند. چقدر حمایت دیپلماتیک ایالات متحده مایل است در عربستان سعودی در ارگانهای وابسته به سازمان ملل و وابسته به سازمان ملل متحد که سایر کشورها در گذشته سعی کرده اند ریاض را مسئول جنایات جنگی در یمن معرفی کند (مانند ترامپ ، دولت اوباما مدافع سرسخت عربستان سعودی بود) در انجمن های چند جانبه)؟ آیا بایدن واقعاً کمک های اطلاعاتی ، نظامی و دیپلماتیک ایالات متحده به ائتلاف سعودی در یمن را قطع می کند – و اگر چنین است ، چه زمانی؟ آیا خانواده سلطنتی باید از شک و تردید استفاده کنند ، به ویژه هنگامی که سابقه سیاست خارجی آنها در پنج سال گذشته چنین آتش سوزی داشته است؟

در حالی که جزئیات در حال بحث و بررسی هستند ، یک مفهوم باید تلاش های بین دپارتمان دولت بایدن را هدایت کند: در حالی که همکاری با پادشاهی در مورد مسائل مشترک امنیت ملی منطقی باقی مانده است ، آنچه برای عربستان سعودی خوب است ، همیشه برای ایالات متحده مفید نیست.

دانیل دپتریس ستون نویس واشنگتن اگزاینر ، عضو نشریه National Interest ، و اتاق فکر اولویت های دفاع است.

نظرات بیان شده در این مقاله از نظر نویسنده است.

[ad_2]

منبع: memory-news.ir