[ad_1]

در هفته قبل از انتخابات ریاست جمهوری اخیر ایالات متحده ، وقتی ترسیدم که رئیس جمهور دونالد ج. ترامپ دوباره انتخاب خواهد شد ، من به چندین طرفدار ترامپ در ایالات متحده متوسل شدم تا بفهمم چرا آنها اینقدر مشتاق او هستند. بسیاری از مردم اینجا در اسرائیل ترامپ را ترجیح می دهند زیرا او چند کار انجام داده است که حداقل در کوتاه مدت به نفع اسرائیل تلقی می شود.

برای آمریکایی هایی که به اسرائیل گره نمی خورند ، درک دلایل حمایت از ترامپ برای من یک معما باقی مانده است. من معتقدم که ترامپ به عنوان بدترین رئیس جمهور تاریخ آمریکا باقی خواهد ماند. اگرچه من شخصاً نمی توانستم درک کنم که چرا بسیاری از مردم هنوز ترامپ را در آغوش می کشند ، اما این یک رمز و راز بود که احساس کردم باید برای درک آن تلاش کنم.

آنچه برای من به طرز دردناکی روشن شد این بود که طرفداران ترامپ که می دانستم در یک جهان رسانه ای کاملاً متفاوت از من زندگی می کنند. آنها تمام منابعی را که برای کسب اطلاعات معتبر به آنها اعتماد می کنم “اخبار جعلی” می دانند. طرفداران ترامپ تا حد زیادی اطلاعات خود را یا از طریق رسانه های اجتماعی یا از طریق نشریات رسانه ای مانند Breitbart و Daily Caller که ارتباط آنها با گزارش دقیق دقیقاً تصادفی است ، می پذیرند.

من سعی کردم کسانی را که با آنها صحبت کردم متقاعد کنم تا چشم خود را به رسانه های اصلی باز کنند ، خاطرنشان کردم که گرچه ستون های من در بخش نظرات نیوزویک است ، سردبیر من به طور منظم منابع واقعیت های من را می خواهد. (سیاست استاندارد در میان بیشتر آنچه رئیس جمهور ترامپ “اخبار جعلی” می نامد.) اما تلاش های من بی نتیجه ماند.

نگرانی های من فقط در هفته های بعد از انتخابات شدت گرفت. به نظر می رسد بسیاری از افراد فوق الذکر ، علی رغم تمام شواهد خلاف ، متقاعد شده اند که رئیس جمهور ترامپ در انتخابات پیروز شد. دوستی حتی دوشنبه 20 دلار شرط بندی کرد که ترامپ برنده شد – روز دوشنبه پس از درخواست شبکه ها برای انتخاب رئیس جمهور بایدن. از آن زمان ، با شکست تیم ترامپ در 32 نبرد حقوقی که در آن ادعاهای دروغین درباره بی نظمی مطرح شده ، ادعاها و ادعاهای آنها در مورد دلیل پیروزی واقعی ترامپ کمتر قابل قبول شده است. جانشینان کمپین ها تئوری توطئه ای را چنان گسترده ارائه می دهند که درک آن دشوار است و آنها این کار را بدون ارائه هیچ مدرکی انجام دادند. با این حال ، طبق نظرسنجی های اخیر ، اکثر جمهوریخواهان همچنان بر این باورند که ترامپ به درستی پیروز شده است.

تمایل آمریکایی ها به باور تئوری های توطئه چیز جدیدی نیست. در سال 1964 ، ریچارد هافستادتر در مقاله ای با عنوان “سبک پارانوئید سیاست آمریکا” نوشت:

سیاست آمریکا اغلب عرصه ای برای ذهن های عصبانی بوده است. در سالهای اخیر ، ما ذهنیت عصبانی را در کار خود دیده ایم ، عمدتا در میان راست گرایان افراطی ، که اکنون در جنبش گلدواتر نشان داده اند که چه تعداد اهرم سیاسی را می توان از خصومت و احساسات یک اقلیت کوچک گرفت. اما در پشت آن ، من معتقدم سبکی از تفکر وجود دارد که به دور از نو است و لزوماً جناح راست نیست. من این را یک سبک پارانویا می نامم ، فقط به این دلیل که هیچ کلمه دیگری به اندازه کافی احساس اغراق ، سو susp ظن و خیالی توطئه آمیز را که منظور من است بر نمی انگیزد.

هافستادر در ادامه به ذکر مثالهایی مانند سناتور مک کارتی در سال 1951 پرداخت که ادعا می کرد توطئه کمونیستی گسترده ای در ایالات متحده وجود دارد … یا حتی بیشتر از آن ، در سال 1895 ، حزب پوپولیست ، که ادعا می کرد توطئه در حال پایان است. از جنگ داخلی بین طلافروشان در ایالات متحده و اروپا … یا اعلامیه ای از سال 1855 توسط یک روزنامه تگزاس مبنی بر اینکه پاپ و پادشاه اروپا در توطئه ای برای از بین بردن آزادی های آمریکایی ها بودند.

البته ، پس از آن نظریه های توطئه و “اخبار جعلی” نمی توانند مانند امروز از طریق سایت های اینترنتی ، بلافاصله به میلیون ها نفر منتقل شوند – بدون ذکر پست در فیس بوک یا توییتر ، که به سرعت به میلیون ها نفر می رسد. میزان اظهارات دروغ صادر شده در چند هفته گذشته به سادگی حیرت انگیز است. دیوید بروکس هفته گذشته در PBS NewsHour استدلال کرد: “نه اینکه مردم لزوما دروغ را باور کنند ، آنها فقط چیزی را باور ندارند.” متأسفانه ، این فقط تا حدی درست است ، زیرا به نظر می رسد بسیاری از مردم دروغ را باور دارند. حتی بدتر ، طبق یک مطالعه MIT ، اخبار جعلی با سرعت بیشتری در اینترنت حرکت می کنند تا اخبار واقعی.

مشکل “اخبار جعلی” فقط به ایالات متحده محدود نمی شود ، اگرچه در آنجا بیشترین شدت را دارد. هفته گذشته ، موسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) یک کنفرانس مجازی دو روزه با موضوع “امنیت ملی ، اخبار جعلی و ارتباطات استراتژیک در عصر دیجیتال” برگزار کرد. مایکل ریچ ، رئیس شرکت رند ، رهبر این کنفرانس ، هشدار داد که “تجزیه حقیقت” در ایالات متحده در دو دهه گذشته جدی تر و گسترده تر شده است. سرتیپ (عقب نشینی) ایتای برون ، که جلسه را اداره می کرد ، به ریچ پاسخ داد و اظهار داشت: “ما همین روندها را در اسرائیل می بینیم.”

من از روزنامه نگار یائل لاوی ، كه در این مدرسه میان رشته ای در هرتزلیا اخلاق رسانه در عصر دیجیتال را تدریس می كند ، مثالهایی برای بی دقتی مطبوعات اسرائیل در روشهای مهم خواستم. او برای من به داستانی از سال 2017 اشاره کرد ، زمانی که پلیس اسرائیل یک روستای بادیه نشین را به طور غیرقانونی تخریب کرد. در جریان حوادث و اعتراضات ، پلیس به یک معلم بی گناه بادیه نشین شلیک کرد. ادعای اولیه و بدون دلیل این بود که وی یکی از طرفداران اخوان المسلمین است و قصد دارد پلیس را به عمد با ماشین خود مورد حمله قرار دهد. در ابتدا ، رسانه ها به این ماجرا پایبند بودند ، و این حادثه را در ذهن اسرائیل جعل کردند.

مهمترین موازی بین اسرائیل و ایالات متحده طوطی بازی مداوم یکی از دوستانش در کاخ سفید نخست وزیر نتانیاهو است که از اصطلاح “اخبار جعلی” برای توصیف هر داستان مربوط به ادعای فساد وی استفاده می کند. گرچه نتانیاهو متهم شده و در حال محاکمه است ، اما تقریباً همه طرفداران وی اتهامات علیه وی را “اخبار جعلی” معرفی می کنند.

اسرائیل است یسرائیل هایوم ، یک روزنامه روزانه متعلق به شلدون آدلسون ، یکی از بزرگترین حامیان نتانیاهو و ترامپ. یسرائیل هایوم نقشی را که فاکس نیوز بازی می کند پر می کند ، او اغلب سعی می کند اخبار را کج کند تا به نظر نتانیاهو مطلوب باشد. اما اسرائیل Breitbart یا Newsmax خود را ندارد ، جایی که مرز بین خبر و خیال به سختی وجود دارد. اخبار به سبک Breitbart معمولاً به WhatsApp و Facebook محدود می شود ، هر دو به طور گسترده در اسرائیل مورد استفاده قرار می گیرند.

علیرغم ارجاعات منظم به اسرائیل ، حوادث خارق العاده ای که در ایالات متحده اتفاق می افتد همچنان در صف اول هر بحث در کنفرانس INSS امسال باقی مانده است.

پروفسور Jochai Bankler از عامل حقوقی هاروارد این ایده کلی را که نادرست اطلاعاتی بخشی از گفتگوی سیاسی رایج در ایالات متحده است ، به چالش کشید. بانکلر گفت:

“ایالات متحده از دو قطبی نامتقارن رنج می برد. این از یک پویایی خاص در بازار از دهه 1980 ناشی می شود ، جایی که بخشی از کشور در یک زنجیره اطلاعات تبلیغاتی فعالیت می کند.”

منظور بانکلر از حق در ایالات متحده بود. دهه 1980 ظهور فاکس نیوز و آغاز دوربین اکو مناسب بود. دوربینی اکو که ایالات متحده را به جایی که امروز است رسانده است.

وقتی داستان چند هفته گذشته نوشته می شود ، مورخان آینده خواهند پرسید که چه جنون جمعی مردم آمریکا را درگیر خود کرده است ، و منجر به وضعیتی می شود که 50 هفته بعد از همه شبکه های خبری مهم که بایدن را به عنوان رئیس جمهور منتخب صدا می زدند ، 50 درصد جمهوری خواهان هنوز معتقد بودند. که ترامپ برنده شد.

ای کاش می توانستم بگویم که این فقط یک انحراف انحرافی موقتی است ، اما می ترسم که اینگونه نباشد. در هفته قبل از انتخابات ، هر طرفدار ترامپ که با آنها صحبت کردم اطمینان داشت که ترامپ پیروز خواهد شد. با ادعای رئیس جمهور و هوادارانش که “تنها دلیل از دست دادن او توطئه گسترده ای برای سرقت انتخاب او بود” ، بدون شک درصد زیادی از رای دهندگان همچنان این داستان بی اساس را باور خواهند کرد بایدن سوگند یاد کرد.

توطئه جدیدی متولد خواهد شد – و آمریکا بیشتر در مورد مسائل واقعی سیاسی مانند محیط زیست ، حداقل دستمزد یا سیاست مالیاتی ، بلکه بر اساس یک تخیل که هرگز وجود نداشته است ، تقسیم خواهد شد. در طی انتخاباتی که صادقانه و با صدای بلند در صندوق های رأی از دست رفت ، توسط رئیس جمهوری که نمی توانست شکست را بپذیرد و ترجیح می دهد هنجارهای دموکراتیک آمریکا را از این کار تضعیف کند.

ترامپ فقط تجلی یک مشکل بزرگتر است. سناتور پاتریک مونیهان معروف گفت: “شما حق دارید نظرات خود را داشته باشید ، اما نه حقایق خود را.” متأسفانه ، بیشتر و بیشتر آمریکایی ها ، و همچنین مردم در سراسر جهان (از جمله در اسرائیل) ، نمی توانند در مورد بسیاری از حقایق اساسی توافق کنند.

داوران واقعی سنتی سیاه شده و به نظر بسیاری از افراد بی ربط است. طنز این است که در زمانی که تحقیقات مبتنی بر واقعیت در آستانه یکی از بزرگترین پیروزیهای خود قرار دارد ، یعنی. تولید واکسنی که ده ها میلیون نفر را از ویران کردن COVID-19 در زمان رکورد نجات دهد – بسیاری از مردم نیز تصمیم گرفته اند که واقعیت ها را نادیده بگیرند. همانطور که تاریخ گذشته جان میهام مورخ یادآور شد ، “ما به عنوان یک کشور ، موفق شده ایم دلیل را کنار بگذاریم – فکر نمی کنیم ، احساس می کنیم.” من ماسک نمی زنم ، بنابراین نه. “”

وظیفه همه ما است ، صرف نظر از حوزه تلاش خود ، ارتقا what آنچه در قلب روشنگری بود – اعتقاد به واقعیت های اثبات شده ، پذیرش یک روایت مشترک و درک اینکه همه چیز نسبی نیست. می ترسم شاید خیلی دیر باشد. فقط می توانم امیدوار باشم که اینطور نباشد.

مارک شولمن یک مورخ چند رسانه ای است.

نظرات بیان شده در این مقاله از نظر نویسنده است.

[ad_2]

منبع: memory-news.ir

ایندکسر