[ad_1]

من برای اولین بار به پرستاری رفتم چهار ساله بودم ، اما برای چند سال بین خانه های مادر و خانه مادرم رفت و برگشت کردم. سپس ، در سن هفت سالگی ، مادرم حقوق والدین خود را فسخ کرد. واقعاً تلاش برای جابجایی بسیار سخت بود ، خصوصاً تلاش برای سازگاری با مدارس ، خانواده ها و خانه های مختلف. من زیاد با آن سر و کار دارم ، اما سعی کردم زیاد نشان ندهم.

شما به آن عادت کرده اید و فکر می کنم این باعث قدرت من در مقایسه با بیشتر نوجوانان امروز شد. من بزرگ شدم و فکر کردم تنها هستم ، بنابراین خودم را وادار به انجام کارهایی کردم. اکنون 17 ساله هستم و فکر می کنم او دانش بسیار بیشتری به من داد و چشمهایم را به جهان چگونه باز کرد. من همچنین یاد گرفتم که چگونه با کودکان دیگر صحبت کنم و چگونه با آنها رفتار کنم. فکر نمی کنم بسیاری از مردم مشکلاتی را که من و بچه های دیگر تجربه کرده ایم درک کنند. مردم پیشنهاد می کنند که وقتی من به خانه جدیدی می روم و پدر و مادر جدیدی خواهم داشت ، تمام مشکلاتی که ممکن است داشته ام برطرف خواهد شد. اما شما هنوز هم باید با درد از دست دادن پدر و مادر و خواهر و برادر خود کنار بیایید.

در کل ، من در 24 خانه مختلف پذیرایی زندگی کرده ام. من در اسکاتسویل ، کنتاکی متولد شدم ، اما تا به اورلاندو ، فلوریدا تحت مراقبت بودم. من همچنین در دو خانه پذیرایی گروهی وقت گذراندم.

در ابتدا ، من مجبور شدم یک هفته مرخصی با کتی باشم زیرا به تعطیلات احتیاج داشتم ، که در مارس 2019 بود. من از آن زمان تا زمانی که به طور دائمی با کتی نقل مکان کردم در دو خانواده مختلف بودم. یکی حدود یک سال و نیم و دیگری چهار ماه. آنها فقط کار نکردند – شما نمی توانید یک قطعه پازل را به زور وارد پازل کنید.

در مارس سال جاری ، من برای تعطیلات به کتی بازگشتم و سرانجام ماندم. ابتدا تا 18 سالگی از فرزندپروری در کنار او می ماندم ، اما فهمیدم که چنین چیزی را نمی خواهم. من هنوز مجبور نبودم تنها باشم یا خانواده ای داشته باشم که در آینده شکرگذاری را با آنها سپری کنم.

من با خواهر کتی در مورد ایده فرزندخواندگی صحبت کرده بودم و حدس می زنم او در این باره با کتی صحبت کرده باشد. وقتی تصمیم گرفتیم که کیتی مرا به فرزندی قبول کند ، من احساساتی و خوشحال شدم ، اما شاید کتی قادر به گفتن نبود چون من نمی دانستم الان چگونه باید واکنش نشان دهم.

فرزندخواندگی ، فرزندپروری ، نوجوان
کیتی هولشتاین

ما در حال تهیه اسناد برای فرزندخواندگی و تغییر نام خانوادگی ام بودیم که روزی وارد خانه شدم و در آن تابلویی بود مبنی بر اینکه در 25 سپتامبر امسال پس از 3739 روز در خانواده پرستاری فرزندخواندگی می کنم.

من و کیتی واقعاً خیلی خوب کنار می آییم. البته گاهی اوقات سرمان را تکان می دهیم اما سازش های زیادی می کنیم. اگر چیزی داشته باشیم که در آن توافق نکنیم ، در این مورد بحث نکنیم ، سازش کنیم. کتی مرا به چیزی تبدیل نمی کند که خودش می خواهد باشد ، اما او همیشه در کنار من است. اگر اشتباه می کنم ، او مرا زمین نمی زند یا مجازات نمی کند ، او به من کمک می کند تا یاد بگیرم. و اگر من در کار مدرسه به کمک نیاز داشته باشم ، او همیشه آنجاست ، حتی اگر من نمی خواهم. مواردی وجود دارد که فکر می کردم هرگز به آنها کمک نخواهم کرد – اکنون آنها را انجام می دهم.

کتی برادر کوچک من – او یک سال و نیم دارد – در همان روزی که من را به فرزندی پذیرفت ، به فرزندی قبول کرد ، اما هنوز فرزندان خواننده دیگری نیز وجود دارند. داشتن این خانواده جدید احساس خوبی است. من از بدو تولد با آنها بزرگ نشده ام ، اما هنوز كتی را به عنوان مادرم و برادر خوانده ام و سایر فرزندان پسر را به عنوان خواهر و برادرم می بینم.

تصمیم گرفتم دبیرستان را تمام کنم و یک سال مرخصی بگیرم. من می خواهم شغل پیدا کنم و کار کنم ، از نظر اقتصادی ثبات پیدا کنم و ببینم چگونه آپارتمان خودم را بگیرم. سپس می خواهم به مدرسه یا کالج برگردم ، پزشکی قانونی بخوانم و سپس به آکادمی پلیس بپیوندم. کودکانی که در کنتاکی به سرپرستی گرفته اند یا از آنها پذیرفته شده اند ، حق تحصیل در کالج های دولتی کنتاکی برای چهار سال را دارند. بنابراین ، یک سال استراحت می کنم و سپس چهار سال را در آموزش می گذرانم.

همه کودکان خوانده ، از جمله نوجوانان ، شایسته یک فرصت هستند. من فکر می کنم شما باید هنگام مراقبت از یک نوجوان پیش بروید ، به آنها کمک کنید تا ترجمه کنند و با آنها بر همه چیز غلبه کنید. آسان نخواهد بود ، اما در طولانی مدت ارزش آن را خواهد داشت.

اگرچه بچه ها سالها مراقبت از خانواده ، آسیب روحی و تمام این سالهای کنار آمدن را پشت سر می گذارند – و من نمی گویم که هر فرزندخوانده یا فرزندخوانده یکسان هستند – من فکر می کنم از این نظر می تواند از مزایای بیشتری برخوردار شود بزرگسالان من الان می فهمم

من در سال 2021 18 ساله می شوم و سعی می کنم بلوغ خود را درک کنم و به تنهایی بر اشتباهات غلبه کنم ، اما کتی نیز در هر مرحله از راه با من خواهد بود. من می دانم که به من کمک خواهد کرد ، حتی اگر اشتباه کنم – این چیزی است که من واقعاً در مورد او دوست دارم.

اکنون که فرزندخوانده ام ، دیگر نگران نیستم که هرگز دوباره حرکت کنم. احساس امنیت می کنم

آکیرا هولشتاین به همراه کیتی هولشتاین و خواهر و برادرهای خوانده اش در کنتاکی زندگی می کند. او در سن 17 سالگی به فرزندی پذیرفته شد.

تمام نظرات بیان شده در این مقاله از نظر نویسنده است.

همانطور که به جنی هوارد گفته شد.

[ad_2]

منبع: memory-news.ir

ایندکسر