نگاهی به سریال دودکش ۲ – بازسازی ناامیدکننده

لغت ها سنگین و سختی که فیروز مشتاق به کار می‌گیرد در اولیه اپیزودهای سریال دودکش که سالها پخش میشد واقعا دیدنی بود اما امروز دیگر به جهت مخاطب جذابیتی ندارد و کاملا تکراری است. امیرحسین رستمی، بازیگر نقش بهروز: خوشبختانه مجموعه مهربانی به جهت ایجاد دودکش دور نیز جمع شدند. آیا عاملی برای ایجاد سریال دودکش ۲ وجود داشت؟ شما نمی توانید دودکش را بدون هومن برق نورد تصور کنید. آن‌گاه از رفتن پلیس ها از طرف دزدا یه نفر میاد و میگه به بهروز مشتاق بگو بیاد دم در فیروز میگه خودمم و در ازای دادن پول موبایل را پس میگیره. تو اتومبیل زن خان دایی گندم به پسرش میگه مارو ببر خونه بعد از آن گندم هرجا خواست برسونتش وایسا کارس تموم بشه سپس ببرم خونه که گندم قبول نمیکنه میگه خودم برم راحتترم به عبارتی موقع خودرو خراب میشه و بهروز که پشت آن‌ها بوده میزنه به اتومبیل و باهم تصادف میکنن که گندم خانم پیاده میشه و حساس دیدن او میگه آقا بهروز؟ و معین میشه که به جای جوش شیرین گچ ریخته تو چاه و به خاطر آب سفتم شده و چاه کلا گرفته فیروز میگه دلم میخواد از دستت سرمو بکوبونم سه کنج دیوار و بهش میگه حال اکنون از اینجا میری تا از اتاقت نائب رئیس خوابگاه به کارگیری کنه. که میگه میخواستم جبران بشه، آقای بابایی مسئول خوابگاه زنگ میزنه بهش و میگه نائب رئیس داره میرسه اونجا. پریا داد میزنه خانم گماسایی اومدن که فیزوز سریع تمیز میکنه اتاقو و فکر میکنه واسه طلبش اومده که میگه من یه طلبی دارم که وصول بشه پولتونو میدم قطعا که گندم میگه سوء تفاهم شده من یه چیزی پیش آقا بهروز جا گذاشتم که اومدم آدرسی بگیرم ازتون تا برم ازشون تحویل بگیرم عفت میپرسه چی می باشد که گندم میگه نور دیدم. روز تعیین بازیکنای گروه ملی کبدی فرا میرسه و پوریا و فیروز حاضر میشن از طرفی عفت اسپند دود میکنه و از ذیل قرآن ردشون میکنه، فیروز به عفت میگه یه ناهار خوبم درست کن که ما اساسی خبر عالی اومدیم مهم ناهار کامل شدن بشه عفت میگه من تا ظهر بالاسر کارگرام و به پریا میگه ناهار تصویر کلاهک دودکش امروز اساسی توعه. چنانچه دوست دارید این نوشتار را داشته باشید و مایل به اخذ دیتاها زیاد بیشتر در آیتم کلاهک دودکش طرح آلمانی لطفا به بازدید از وب سایت ما.

حتما بخوانید:
وزارت امور خارجه پس از محدودیت های ویزا ، برنامه های "تبادل فرهنگی" با چین را می بندد